نوع مقاله : مقاله مستخرج از پایان نامه دکتری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته علوم اقتصادی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

2 استاد گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران (نویسنده مسئول).

3 استادیار گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

10.22055/jqe.2020.32698.2219

چکیده

چکیده
دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی و شتاب بخشیدن به آن، همواره از مهمترین اهداف و اولویت-های برنامه‌ریزان اقتصادی در کشورهای مختلف جهان بوده است. تجربه کشورها در این مسیر، باعث شد تا اهمیت برخی از عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی، بیش از پیش آشکار گردد و همین امر باعث شکل‌گیری تئوری‌های جدید رشد گردید. از جدیدترین تئوری‌های شکل گرفته در این زمینه می‌توان به تئوری رشد نهادی اشاره نمود. اقتصاددانان نهادگرا، با طرح تئوری‌های جدید رشد اقتصادی، نهادها و ساختارهای مبتنی بر اقتصاد نهادی را به عنوان عوامل بنیادین رشد در نظر گرفته‌اند. بر همین اساس، مطالعات زیادی ضمن تحلیل نهادها و ساختارهای مربوطه، ارتباط این دسته از عوامل با رشد اقتصادی را مورد ارزیابی قرار داده‌اند. در این بین، مدیریت ریسک به عنوان یک ساختار انگیزشی مبتنی بر اقتصاد نهادی از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. از آن‌جایی که تصمیمات و فعالیت‌های خانوار به عنوان یک نهاد مهم اجتماعی، می‌تواند تأثیرات مهمی بر ابعاد مختلف اقتصادی داشته باشد، مدیریت ریسک در این بخش، از موضوعات قابل طرح در مطالعات رشد اقتصادی خواهد بود. از سوی دیگر به دلیل سطح بالای آسیب‌پذیری خانوارها در کشورهای در حال توسعه، انتخاب این گروه از کشورها به منظور تحلیل و بررسی تأثیر مدیریت ریسک خانوار بر رشد اقتصادی، می‌تواند به درکی عمیق‌ و تحلیلی منسجم‌ از مدیریت ریسک منجر گردد. در پژوهش حاضر، ضمن ارائه یک شاخص ترکیبی به منظور سنجش مدیریت ریسک خانوار و تحلیل روند تغییرات آن در ایران، تلاش شده است تا با استفاده از روش داده‌های تابلویی پویا طی دوره زمانی (2017-2005)، به بررسی تأثیر مدیریت ریسک خانوار بر رشد اقتصادی منتخبی از کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی پرداخته شود. در این پژوهش، با پیروی از چارچوب ارائه شده توسط فوآ (2014) پیرامون ساخت شاخص آمادگی خانوار در برابر ریسک تلاش شده است تا شاخص مناسبی به منظور سنجش مدیریت ریسک خانوار در کشورهای مورد مطالعه ارائه گردد. به این منظور چهار بخش اصلی شامل دسترسی خانوار به منابع مالی، حمایت اجتماعی، سرمایه انسانی و توانایی دولت در اداره امور و ایجاد تسهیلات در نظر گرفته شد. در این راستا به منظور سنجش دسترسی خانوار به منابع مالی از متغیر اعتبار داخلی اعطاء شده به بخش خصوصی بر حسب درصدی از تولید ناخالص داخلی، به منظور سنجش حمایت اجتماعی از شاخص آزادی کار بر حسب درصد، به منظور سنجش سرمایه‌ انسانی از دو متغیر متوسط سال‌های تحصیل بر حسب تعداد سال و نرخ واکسیناسیون سرخک بر حسب درصد کودکان 12 تا 23 ماهه و در نهایت به منظور سنجش توانایی دولت در اداره امور و ایجاد تسهیلات از دو متغیر بدهی‌‌های دولتی و تضمین‌شده توسط دولت بر حسب هزار دلار آمریکا و دسترسی به امکانات بهداشتی پیشرفته بر حسب درصد دسترسی جمعیت استفاده شده است. نتایج حاصل از سنجش شاخص مدیریت ریسک خانوار، به طور میانگین حاکی از بالاترین امتیاز برای کشور مالزی و پایین‌ترین امتیاز برای کشور پاکستان بوده است. در این بین کشور ایران در جایگاه هفتم قرار گرفته است. پس از تدوین این شاخص در کشورهای منتخب، با بهره‌گیری از روش داده‌های تابلویی پویا به ارزیابی تأثیر مدیریت ریسک خانوار، خوداشتغالی، تورم و نرخ رشد جمعیت بر رشد اقتصادی پرداخته شده است. نتایج حاصل از برآورد الگو، حاکی از تأثیر مثبت مدیریت ریسک خانوار، خوداشتغالی، انباشت سرمایه ناخالص و بهره‌وری نیروی کار بر رشد اقتصادی بوده است. از دیگر نتایج به دست آمده، می‌توان به تأثیر منفی نرخ رشد جمعیت و تورم بر رشد اقتصادی اشاره نمود. در واقع با توجه به نتایج می‌توان گفت افزایش دسترسی خانوار به اعتبارات از طریق افزایش سرمایه‌گذاری در آموزش و سلامت و در نتیجه افزایش بهره‌وری؛ بهبود حمایت‌های اجتماعی در قالب آزادی کار از طریق افزایش سازگاری عرضه و تقاضای نیروی کار و در نتیجه افزایش بهره-وری؛ تقویت سرمایه انسانی از طریق افزایش قدرت تولیدی و در نهایت بهبود توانایی دولت در اداره امور و ایجاد تسهیلات نیز از طریق بهبود وضع معیشتی خانوار و در نتیجه افزایش رفاه، در مجموع به عنوان پیامدهای مثبت مدیریت ریسک خانوار، افزایش رشد اقتصادی را به همراه خواهد داشت. در این بین مقابله با بیکاری، افزایش رقابت، افزایش فعالیت‌های نوآورانه و رونق کارآفرینی نیز می‌تواند از پیامدهای مثبت خوداشتغالی در جهت کمک به رشد اقتصادی محسوب شود. در راستای تأثیر منفی تورم بر رشد اقتصادی، باید در نظر داشت که افزایش تورم با کاهش در قدرت خرید، سطح مصرف، عرضه نیروی کار و سرمایه‌گذاری می‌تواند موجبات کاهش رشد اقتصادی را فراهم نماید. وجود محدودیت منابع، ناکافی بودن زیرساخت‌ها و ضعیف بودن امکانات و خدمات نیز می‌تواند منجر به تأثیر منفی نرخ رشد جمعیت بر رشد اقتصادی گردد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Evaluation the Impact of the Role of Household Risk Management on Economic Growth (Case Study of Selected OIC Member Countries with emphasis on Iran )

نویسندگان [English]

  • Farzam Sajadieh 1
  • Sadegh Bakhtiari 2
  • sara ghobadi 3

1 P.h.D. Student of Economics, Department of Economics, Isfahan (Khorasgan) Branch, Islamic Azad University, Isfahan, Iran.

2 Professor of Economics, Department of Economics, Isfahan (Khorasgan) Branch, Islamic Azad University, Isfahan, Iran (Corresponding Author).

3 Assistant Professor of Economics, Department of Economics, Isfahan (Khorasgan) Branch, Islamic Azad University, Isfahan, Iran.

چکیده [English]

Achieving and accelerating economic growth and development have been always one of the main goals and priorities of the economic planners in different countries throughout the world. The experiences of countries in this trajectory elucidated the importance of some factors affecting economic growth more than ever, and this point led to the development of the new theories of growth. One of the newest theories developed in this regard is the institutional growth theory. The institutional economists have considered the institutes and structures that are based on the institutional economy as the fundamental factors involved in growth through developing new economic growth theories. Accordingly, many studies have evaluated the relationship between this category of factors and economic growth while analyzing the institutes and relevant structures. Meanwhile, risk management as a motivational structure that is based on the institutional economy is of great importance and special status. Since the decisions and activities of the households as an important social institute can have important effects on different economic dimensions, the risk management in this section is one of the subjects that can be addressed in the studies on the economic growth. On the other hand, because of the high level of vulnerability of the households in developing countries, selecting them to analyze and examine the effect of household risk management on economic growth can lead to a profound understanding and cohesive analysis of risk management. The present study offers a composite index to measure household risk management and analyze its change process in Iran. Furthermore, by employing the dynamic panel data method in the 2005-2017 period, it endeavors to investigate the effect of household risk management on the economic growth of a selected number of the member states of the Organization of Islamic Cooperation. it tries to provide a proper index to assess the household risk management in the countries under study by following the framework provided by Foa (2014) concerning the construction of the household preparedness against the risk. For this purpose, we consider four main sections, including the household access to the financial resources, social protection, human capital, and state capacity. The results obtained from the assessment of the household risk management index averagely assign the highest score to Malaysia and the lowest score to Pakistan. Meanwhile, Iran is ranked the 7th in this regard. The effects of household risk management, self-employment, inflation, and population growth rate on the economic growth rate were evaluated after the formulation of this index for the selected countries via the dynamic panel data method. The results obtained from model estimation indicate the positive effect of household risk management, self-employment, gross capital formation, and labor productivity on economic growth. Furthermore, the negative effects of the population growth rate and inflation on economic growth are the other results obtained from the study. In fact, considering the results, it could be said that the increase in the household access to the credits through increasing investment in education and health and as a result increase in productivity; improvement in the social protections in the form of labor freedom through increasing the consistency of the supply of and demand for the labor force and as a result increasing productivity are the consequences of household risk management. Similarly, the enhancement of the human capital through increasing the production power, and, finally, improving the state capacity by improving the livelihood of the households and as a result households’ welfare are also the positive results of the household risk management that lead to the increase in the economic growth. Meanwhile, countering unemployment, increase in competition, increase in the innovative activities, and boom in entrepreneurship can be also considered as some of the positive results of self-employment that help economic growth. It should be taken into consideration that the increase in inflation, along with the decrease in the purchasing power, consumption level, labor force supply, and investment can lead to a decrease in economic growth alongside the negative effect of the inflation on economic growth. The resource limitation, insufficient infrastructures, and the weakness of the facilities and services can also lead to the negative effect of population growth rate on economic growth.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Household
  • Risk Management
  • Composite Index
  • Economic Growth
  • Dynamic Panel Data