نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه الزهرا

2 کارشناسی ارشد علوم اقتصادی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

چکیده

بر اساس نظریه های رشد جدید، نقش نیروی کار بسیار ماهر و نخبه در ایجاد سرریزهای دانش و رشد اقتصادی بسیار تعیین کننده است. علاوه بر رشد اقتصادی، دست یابی به توان رقابتی بیشتر در بازارهای بین المللی نیز مستلزم به کارگیری و افزایش سرمایه انسانی است. مهاجرت نخبگان یکی از چالشهایی است که کشورهای زیادی از دیرباز با آن مواجه هستند و از آن به عنوان یکی از مسائل آسیب زا در کشورها یاد می شود. با خروج نخبگان از کشورهای در حال توسعه، توان تولید علمی و بنیه اقتصادی کشورهای مهاجرفرست تضعیف شده و مزیتهای رقابتی این کشورها کاهش می یابد. کشورهای توسعه یافته نظیر ایالات متحده آمریکا با وجود سرمایه های عظیم و دانش فنی بالا، نخبگان را به سوی خود جذب کرده و از آنها به نحو مطلوب در ارتقا فناوری خود استفاده می کنند. از اینرو کشورهای درحال توسعه و به ویژه کشورهایی که با فراوانی منابع طبیعی مواجه هستند برای از بین بردن شکاف فناوری مابین خود و کشورهای توسعه یافته باید با از بین بردن عوامل دافعه در داخل کشور شرایط را برای فعالیت مؤثر نخبگان فراهم کنند. الگوهای زیادی تلاش نمودند تا بتوانند عوامل مؤثر بر مهاجرت نخبگان را شناسایی و نحوه اثرگذاری این مؤلفه ها را توضیح دهند. در این میان با توجه به اینکه نخبگان در کنار انواع سرمایه ها محسوب می شوند، انتظار می رود کشورها تدابیری اولاﹰ در جهت استفاده بهینه از تمامی سرمایه ها و ثانیاﹰ سیاست هایی در جهت هدایت فعالان اقتصادی به سمت توجه بیشتر به انواع سرمایه هایی از جنس دانش از جمله نخبگان داشته باشند. با توجه به اهمیت موضوع مطالعه حاضر با بهره گیری از تکنیک های اقتصاد سنجی و روش گشتاورهای تعمیم یافته، که توسط بلوندل و باند(1998) پیشنهاد شده است، و با استفاده از نرم افزار استتا 15 به بررسی تأثیر انواع سرمایه (سرمایه انسانی، سرمایه طبیعی، سرمایه خارجی و سرمایه فیزیکی) بر مهاجرت نخبگان در کشورهای منتخب صادرکننده نفت طی دوره 2017-2008 پرداخته است. در این روش برای رفع همبستگی متغیر وابسته با وقفه و جمله خطا، وقفه متغیرها به عنوان ابزار در تخمین زن، به کار می رود. با توجه به اینکه واریانس ناهمسانی عمدتاﹰ در داده های مقطعی و پانل یک قاعده است، تخمین زن دومرحله ای کاراتر است. در این پژوهش از آزمون سارگان برای معتبر بودن متغیرهای ابزاری(عدم وجود هیچگونه ارتباط بین اجزای خطا و ابزارهای بکارگرفته شده) و آزمون خودهمبستگی الگوهای داده های تابلویی(پیروی پسماندها از یک فرآیند میانگین متحرک) استفاده شده است.
یافته های اقتصادسنجی مطالعه حاکی از آن است که تأثیر سرمایه انسانی بر مهاجرت نخبگان مثبت و معنادار بوده است. درواقع افزایش سرمایه انسانی به معنای افزایش تعداد نخبگان است و جنانچه بسترهای لازم جهت نگه داری و بکارگیری نیروی انسانی متخصص فراهم نباشد با افزایش انباشت سرمایه انسانی، مهاجرت نخبگان افزایش می یابد. همچنین تأثیر سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر مهاجرت نخبگان منفی و معنادار بوده است و سرمایه-گذاری مستقیم خارجی از طریق تقویت نوآوری در نتیجه سرریزدانش و تحریک تغییرات ساختار تولید سبب افزایش تقاضا برای نیروی انسانی نخبه و متخصص شده و مهاجرت نخبگان را کاهش می دهد. همچنین طبق یافته ها، تأثیر سرمایه طبیعی بر مهاجرت نخبگان مثبت و معنادار بوده است و فراوانی منابع طبیعی در این کشورها، تولید و صادرات را به سمت استخراج منابع طبیعی و خام فروشی سوق داده است و با کاهش تقاضا نیروی کار متخصص، زمینه افزایش مهاجرت نخبگان را ایجاد کرده است و تأثیر سرمایه فیزیکی بر مهاجرت نخبگان منفی و بی معنا بوده است. در واقع نحوه تأمین سرمایه فیزیکی از کانال فناوری داخلی و بکارگیری نیروی متخصص بوده است. اما در مقابل به دلیل ماهیت کشورهای مورد مطالعه، درآمدهای ارزی ناشی از منابع طبیعی منجر به نوعی رانت منابع طبیعی گردیده است که سبب سودآور تلقی شدن واردات سرمایه ای شده است. برآیند این اثرات بی معنا شدن تأثیر سرمایه فیزیکی سرانه بر مهاجرت نخبگان را به دنبال داشته است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

The Effect of Types of Capital on Brain Drain in the Selected Petroleum Exporting Countries

نویسندگان [English]

  • Abolfazl Shahabadi 1
  • Zahra Sadeghi Motamedd, 2
  • Tayebe Chayani 2

1 Alzahra University

2 M.A of economics, Bu-Ali Sina Univercity, Hamedan, Iran,

چکیده [English]

According to new growth theories, the role of a highly skilled and elite workforce in creating knowledge overflows and economic growth is crucial. In addition to economic growth, achieving greater competitiveness in international markets also requires the use and increase of human capital. Brain drain is one of the challenges that many countries have been facing for a long time and it is mentioned as one of the harmful issues in countries. With the departure of elites from developing countries, the scientific production capacity and economic strength of immigrant countries are weakened and their competitive advantages are reduced. Developed countries such as the United States, despite their huge capital and high technical knowledge, attract elites and use them optimally to upgrade their technology. Therefore, developing countries, especially those that face the abundance of natural resources, to eliminate the technological gap between themselves and developed countries, by eliminating repulsive factors within the country, must provide the conditions for effective elite activity. Many models tried to identify the factors affecting the migration of elites and explain how these components work. In the meantime, given that the elites are considered among the types of capital, countries are expected to take measures, firstly, to make optimal use of all capital and, secondly, policies to guide economic actors to pay more attention to different types of capital. Have knowledge including the elite. Considering the importance of the subject of the present study, using econometric techniques and generalized torque method, proposed by Blondel and Bond (1998), and using ATA 15 software to investigate the impact of different types of capital (human capital, Natural capital, foreign capital and physical capital) have dealt with the migration of elites in selected oil-exporting countries during the period 2008-2017.
In this method, to eliminate the correlation between the interval-dependent variable and the error sentence, the interval of the variables is used as a tool in estimating the woman. Given that variance inhomogeneity is mostly the rule in cross-sectional data and panels, a two-stage female estimator is more efficient. In this study, Sargan test has been used for the validity of instrumental variables (there is no relationship between error components and tools used) and autocorrelation test of panel data patterns (waste tracking from a moving average process).
The econometric findings of the study indicate that the impact of human capital on brain drain has been positive and significant. In fact, increasing human capital means increasing the number of elites, and if the necessary conditions for maintaining and employing specialized manpower are not provided, with the increase in the accumulation of human capital, the migration of elites will increase. Also, the effect of foreign direct investment on brain drain has been negative and significant, and foreign direct investment by increasing innovation as a result of knowledge overflow and stimulating changes in production structure increases the demand for elite and specialized manpower and reduces brain drain. Also, according to the findings, the effect of natural capital on the migration of elites has been positive and significant, and the abundance of natural resources in these countries has led production and exports to extract natural resources and sell raw materials, and by reducing the demand for skilled labor, increase migration It has created elites, and the impact of physical capital on brain drain has been negative and meaningless. In fact, the method of providing physical capital has been through internal technology channels and employing specialized personnel. On the other hand, due to the nature of the countries under study, foreign exchange earnings from natural resources have led to a kind of rent of natural resources, which has made capital imports profitable. The result of these effects has been the meaninglessness of the impact of per capita physical capital on brain drain.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Brain Drain
  • Capital
  • Selected Petroleum Exporting Countries