تخمین بهره وری با حل مسأله ی تورش همزمانی برای برخی صنایع منتخب ایران (1386-1380)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشیار موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی

3 استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی

4 دانشجوی دکتری دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هیأت علمی گروه اقتصاد دانشگاه ایلام

چکیده

در مطالعات تجربی مرتبط با اندازه گیری بهره­ وری معمولا ازالگوی سولو برای محاسبه ­ی بهره وری استفاده می­ شود.  این الگوها که اکثراً به روش OLS برآورد می­ شوند، مسأله­ ی تورش همزمانی و تورش ناشی از انتخاب نهاده ­ها را نادیده می ­گیرند.  این مسأله می ­تواند منجر به تورش دار شدن تخمین­ های مربوط به ضرایب عوامل تولید و در نتیجه تورش دار شدن تخمین­ های بهره ­وری گردد.  در این مقاله ضمن بررسی روش شناسی مرتبط با اندازه گیری بهره ­وری و سپس انتخاب یک الگوی اقتصاد سنجی مناسب برای حل مسأله ­ی همزمانی بین اجزاء اخلال و نهاده ­های تولید، با به کارگیری داده­ های در سطح بنگاه، بهره وری کل عوامل تولید برای 10 کد ISIC2 در دوره­ ی 86-1380 برآورد گردید.  نتایج نشان می­ دهد که متوسط نرخ رشد بهره­ وری برای 10 کد ISIC2 مورد بررسی برابر 79/1  درصد است.  بیشترین نرخ رشد بهره ­وری در سال 1381 (62/9 درصد) و کمترین نرخ رشد بهره وری در سال 1382 (98/3- درصد) می ­باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Estimation of Productivity in Manufacturing Industries in Iran

نویسندگان [English]

  • Saeed Moshiri 1
  • Naser khiabani 2
  • Abas shakeri 3
  • Bagher Darvishi 4
چکیده [English]

Empirical studies often employ Solow method to calculate productivity. However, potential correlation between inputs and the unobserved firm-specific productivity shocks in the estimation of production function parameters leads to a biased estimation. This implies that firms that have a large positive productivity shock may respond by using more inputs. In recent years, several techniques offering improvements over Ordinary Least Squares have been proposed for estimating production functions. These methods offer simultaneity bias and selection bias corrections not accounted for in an OLS framework. In this paper, we review the econometrics methodology associated with estimation of productivity, and use an econometrics method to control simultaneity bias and selection bias problems. We estimate the productivity of firms using Levinsohn and Petrin (2003) method and panel data for 10 selected 2-digit (ISIC2) manufacturing industries for the period 2000-2007. The results show that the average productivity growth rate is 1.79 per cent with the highest rate of 9.62 percent in 2001 and the lowest of rate -3.98 percent in 2002. Among the manufacturing industries, other non-metallic mineral products and textiles have the highest productivity growth and rubber and plastic products and electrical machinery and apparatus have the lowest productivity growth.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Productivity
  • simultaneity bias
  • manufacturing industry
  • Iran